پاییز من...
چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانم
(شهریار)
دوباره پاییز امد پاییز غم انگیز امد.
زمزمه باد تو گوش برگ خبر فنا شدن میدهد.
رنگ به رنگ شدن دشت و دمن پیچیدن غارغار کلاغ لای شاخسار چنار!
ولوله ای افتاده به دامن شهر بوی مهر میایددوباره شوق دوباره اشتیاق کلاس درس ادبیات شیطونی های مدرسه!
دوباره پاییز امد پاییز غم انگیز امد.
ابان و خاطره های جدایی ابان و فصل کوچ پرستوهاقصه سفرو چشم به راه ماندن
حسرت دیدن یارو آه جانکاه در سینه داشتن
سقوط یک برگ از شاخه ی درخت یعنی پاییز
پاییز یعنی قصه ای از غصه لبریز
پاییز یعنی صدای خش خش تنهایی پاییز معنی طعم وداع لبریز از باران های بی تپش لبریز از شوق رفتن و چشمانی گره خورده به راه!پاییز یعنی نگاه منتظر برگ روی زمین!
پاییز امد و برگ درختان ریخت اماپاییز امسال پاییز نیست پاییز امسال هوا سرد نبود.
پاییز فصل کشیدن ساعت به عقب است و همه از شنیدن اسم پاییز خوشحال!
مردمان لباس پاییزی میخرند
خوشا پاییزی که برگ درختان نریخت
پاییز فصل رفتن بچه ها به مدرسه است.خدایا!پاییز چه زیباست!
پاییز که امد پاییزی نباش!پاییز را زندگی کن!اما به بهاری بیندیش که از پنجره سرد زمستان برایت دست تکان میدهد!
همیشه بهاری باش!حتی در پاییز!فصل یلداها و خاطره ها و قصه هاورنگها
پنجره را باز کن!این صدای باران است!
هوای قدم زدن است زیر باران برخیز!
یاد قلبت باش!نقاش این همه صد رنگی یکیست و عاشق یک رنگی!
پاییز همتون مبارک!
تقدیم به همه عاشقان فصل پاییز فصل عاشقان فصل ریزش برگ درختان فصل باغ زرد فصل زیبای غم انگیز پاییز!
ملیکا-۱۱/۷/۹۱-تهران








